داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
"آلکسی ایوانویویچ" معلم سرخانه درمنزل ژنرال، به "پولینا" ـ خواهر زن ژنرال ـ دل میبندد ولی پولینا با سنگدلی ناشی از بلهوسی و غرور با او رفتار میکند. روزی آلکسی با قرض گرفتن 700 فلورن از پولینا، برای او رولت بازی میکند. در شروع بازی، بخت خوبی نصیب آلکسی میشود ولی در ادامه تمام پول خود را میبازد. او بر اثر این باخت تا حدی تعادل روحی خویش را از دست داده و به هذیانگویی میافتد. "دگریو" و "بلانش" با امید تصرف ارثیهای که قرار است پس از مرگ عمهی ژنرال به او برسد، دور و بر ژنرال را گرفتهاند؛ اما عمهی پیر و ناتوان بیخبر نزد ژنرال میآید و با آشنا شدن با دنیای هیجانآور، مجذوبکنندهی قمار، ظرف تقریبا چند روز، تمام ثروت خود را از دست میدهد. بلانش و دگریو، ژنرال را به حال خود رها کرده و میروند. فردی به نام "استلی"، با قرض دادن پولی که آلکسی برای به دست آوردن اقبال مجدد خویش به آن نیاز دارد، بیهوده تلاش میکند که او را نجات دهد. آلکسی مجددا میبازد ولی به کار خود ادامه داده و به قماربازی حرفهای مبدل میشود. او دیگر توانایی ایستادگی در برابر جاذبهی قمار را ندارد.