داستانهای حیوانات آموزش بهداشت
داستانهای حیوانات آموزش بهداشت
مدیر مدرسة جنگل، برای بچهها یک مسابقة دو ترتیب داده بود. روز مسابقه، مادربزرگ خرگوش در انتهای مسیر منتظر نشسته بود و به هرکسی که میرسید یک لیوان آب و یک کارت میداد تا معلوم شود که چه کسی مسیر را تا انتها طی کرده است. خرگوش کوچولو، نوة مادربزرگ از راه رسید. او به جای یک لیوان آب معمولی، یک لیوان آب بسیار سرد خواست و هرچه مادربزرگ میگفت، سرما میخوری او گوش نمیکرد و بالاخره آب را خورد. بعد از مسابقه او به سختی مریض شد و مجبور شد چند روز را در خانه بماند. او بعد از خوب شدن به مدرسه رفت و دکتر بز دربارة سرماخوردگی و انتقال ویروس آن برای همة بچهها صحبت کرد و همگی چیزهای زیادی آموختند. شمارة دو از مجموعة مدرسة بهداشت مشتمل بر یک داستان آموزنده برای کودکان گروه سنی «ب» است.