ادبیات - تاریخ و نقد - نظریه
ادبیات - تاریخ و نقد - نظریه
بحث اصلي کتاب حاضر، تلاشي است براي رسيدن به عمق جهانبيني حاکم بر مطالعات فرهنگي. مطالعات فرهنگي با رويکردي ميانرشتهاي و آکادميک، فعاليت خود را در سه جهت متفاوت بر عهده گرفته است؛ در وهله نخست، مطالعات فرهنگي در قبال طرد و محروميت، بيعدالتي و تبعيضهايي که مشاهده ميکند، واکنشي خنثي و بيتفاوت نشان نميدهد. درواقع تلاش دارد تا موضع خود را به نفع کساني که ساختارهاي اجتماعي و سياسي کمترين ميزان منافع و قدرت را براي آموزههاي تربيتي و فرهنگي آنها در نظر گرفتهاند، تثبيت سازد و برخوردي سياسي و انتقادي در برابر ساختارهاي سلطهگر نشان دهد.