ایمنی داستانهای تربیتی داستانهای کودکان و نوجوانان
ایمنی داستانهای تربیتی داستانهای کودکان و نوجوانان
در این داستان، دایی سفر تصمیم میگیرد تا برای معلم کلاس اولش شله زرد ببرد. اما در خیابان ناگهان با بچهای مواجه میشود که اسکیت سواری میکند و به اطرافش توجه نمیکند. دایی مجبور میشود ترمز کند و در نتیجه شله زردها کف ماشین میریزد. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان مصور و رنگی هستند.