فارسی - راهنمای آموزشی (ابتدایی) فارسی - کتابهای درسی - آزمونها و تمرینها (ابتدایی) فارسی - کتابهای درسی - راهنمای آموزشی (ابتدایی) فارسی - آزمونها و تمرینها (ابتدایی) فارسی - انشاء و تمرین (ابتدایی) فارسی - آموزش برنامهای
فارسی - راهنمای آموزشی (ابتدایی) فارسی - کتابهای درسی - آزمونها و تمرینها (ابتدایی) فارسی - کتابهای درسی - راهنمای آموزشی (ابتدایی) فارسی - آزمونها و تمرینها (ابتدایی) فارسی - انشاء و تمرین (ابتدایی) فارسی - آموزش برنامهای
در این کتاب، حکایت تاریخی طنزآلودی برای کودکان، همراه با طرحهای رنگی به چاپ رسیده است .اسکندر پس از سالها لشکرکشی به روستایی میرسد و در آن جا متوجه میشود مردم در خمرههایی گندم را نگهداری میکنند .اما پس از بررسی یکی از خمرهها، تعجب میکند .چون گندمها را به اندازه بادام میبیند . او در صدد یافتن علت و چگونگی امر، بسیار جست و جو میکند و عاقبت پیرمردی را مییابد .مرد کهنسال نیز در مقابل دریافت طلای زیادی راز را بازگو میکند . این که از سالها پیش دو خمره، یکی برای گندم و دیگری برای بادام در اختیار داشته اما نام روی خمرهها را جا به جا و اشتباهی روی آنها حک کرده است . نتیجه این که اسکندر، خمرهای دیده که روی آن نوشته گندم اما در واقع آن بادام بوده است .