داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که در آن «مهتاب» دختري گندم گون است. او در مقايسه با ديگر دختران هم سن و سالش باوقار و سنگين و در لباس پوشيدن بسيار خوشسليقه بود. حالت زيباي راه رفتنش و شايد زيروبمهاي صداي خوشآهنگش، اينها بود که خانمهاي فاميل و دوست و آشنا دمبهدم در خانهشان پلاس بودند و مهتاب را ميخواستند. نگاه گيرايش را تحسين ميکردند و از خانمياش قصهها ميگفتند. دخترکي چنان محجوب و چنان بيپروا که همه دوستش داشتند.