اردکها - داستان دوستی - داستان اسب آبی - داستان
اردکها - داستان دوستی - داستان اسب آبی - داستان
اسب آبی و اردک برای جشن آخرین روز تابستان تصمیم گرفتند که دوستانشان فیل و لاکپشت را به یک مهمانی دورهمی کنار دریاچه مورد علاقهشان دعوت کنند. روزی که همه آنها به کنار دریاچه میروند، فیل برای شوخی با خرطومش آب به روی دوستانش میپاشد، كه يكدفعه اسب آبی با صدای بلند میگوید صبر کنید و... .