داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب ماجرای زندگی نوجوانی پانزده ساله است. «محمد» برای کسب استقلال، درس و مدرسه را رها میکند و به کار قفل و لولا مشغول میشود. چند سال میگذرد و او در این کار خبره میشود و برای خودش کار میکند. هنگام جنگ او را چند بار برای سربازی میگیرند، امّا فرار میکند. بعد از جنگ وقتی اوضاع را مساعد میبیند، برای سربازی ثبتنام میکند و به پادگان «عجبشیر» اعزام میشود، امّا به علّت تعداد بسیار سربازان از عجیبشیر به تهران نزد خانواده فرستاده میشود. او که اصرار دارد حتماً به سربازی برود با راهنمایی دوستش، «مهدی»، حروفچینی یاد میگیرد و در پادگان افسریه در دبیرخانه مشغول به خدمت میشود و در این میان، مادرش دختری به نام «نازنین» را برای ازدواج با او در نظر میگیرد. محمد هر روز ماجراهای جدید و هیجانانگیز را در پادگان و در خانواده تجربه میکند که او را برای رسیدن به آیندهای مطلوب هدایت میکند.