داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان، "شیرین" که به تازگی مادرش، "عصمت"، را از دست داده، بسیار ناراحت و دلتنگ است. تا این که در بین وسایل مادرش دفتر خاطراتی را مییابد که متعلق به مادربزرگش، "عزیزالسلطنه"، بوده است. او با خواندن دفتر، از سرگذشت مادربزرگ و مادرش آگاه میشود و به حقایقی پی میبرد که تا حال از آنها اطلاعی نداشته است. پدر که متوجه میگردد شیرین دفتر را خوانده، از او میخواهد تا به سخنانش گوش دهد تا واقعیتهایی را برایش بازگو کند...