نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
میلیون‌ها | خانه کتاب و ادبیات ایران

میلیون‌ها

داستان‌های انگلیسی - قرن 20م. داستان‌های کودکان (انگلیسی) - قرن 20م.

میلیون‌ها | خانه کتاب و ادبیات ایران

میلیون‌ها

داستان‌های انگلیسی - قرن 20م. داستان‌های کودکان (انگلیسی) - قرن 20م.

قیمت
250,000
تاریخ نشر
13980214
شابک
978-964-369-378-7
تلفن
66413367
ناشر
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
823.914
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 236 صفحه - ترجمه - چاپ 5
کد دیویی
823.914
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 236 صفحه - ترجمه - چاپ 5
معرفی مختصر کتاب

"دامیان" و "آنتونی" به تازگی مادر خویش را از دست داده‌اند. این موضوع برای دامیان که کوچک‌تر است بسیار ناراحت‌کننده و غیرقابل باور به نظر می‌رسد. او به تنهایی و انزوا رو آورده و سعی دارد خود را با خواندن کتاب‌هایی درباره‌ی قدیسین سرگرم کند. شبی که او برای پیاده‌روی به نزدیک راه‌آهن رفته ناگهان کیسه‌ی بزرگی پر از پول می‌یابد و آن را به خانه می‌آورد. دامیان ماجرا را با آنتونی درمیان گذاشته و هر دو با شادی بسیار شروع به ولخرجی و خوش‌گذرانی می‌کنند. روزی که خانمی برای جمع‌آوری کمک به مستمندان به مدرسه آمده، و دامیان که همیشه به کمک به فقرا علاقه‌ی بسیار داشته مقدار زیادی پول داخل جعبه‌ی هدایا می‌اندازد و این شک همه را نسبت به آن‌ها برمی‌انگیزد. آنتونی که علاقه‌ای به فاش شدن مساله ندارد به دروغ اعتراف می‌کند که آن‌ پول را ربوده‌اند. اما سرانجام پدر پی به واقعیت می‌برد. آن‌ها متوجه می‌شوند که چون زمان کمی تا تبدیل تمام پول‌های اروپایی به پول واحد یعنی یورو مانده، مقدار زیادی اسکناس از سوی بانک‌ها جمع‌آوری شده بوده تا معدوم شود، دزدها به قطار حمل این محموله حمله کرده و این کیسه از قطار به بیرون پرت شده است. پدر تصمیم می‌گیرد آن پول را برای خانواده حفظ کند و خیلی سریع شروع به خرید وسایلی می‌کند تا پس از تغییر واحد پول، آن‌ها را به فروش برساند. از سویی دیگر سارقین که متوجه شده‌اند پول‌ها نزد چه کسانی است شبانه به خانه‌ی آن‌ها حمله می‌کنند، ولی چیزی نمی‌یابند. دامیان هیچ‌یک از این کارها را دوست ندارد. او احساس می‌کند این پول‌ها باعث شده تا خانواده‌اش بیش از پیش از هم فاصله گرفته و با هم غریبه شوند. او باقی‌مانده‌ی پول‌ها را در آخرین لحظه برداشته و همه را به آتش می‌کشد. هرچند آنتونی از این کار او دلخور می‌شود، اما سرانجام همگی درمی‌یابند این بهترین کاری بود که می‌شد انجام داد.