داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مشتمل بر مجموعه داستانهای کوتاه، با موضوعات مختلف اجتماعی است. عنوان برخی از داستانها عبارتند از: تیتال؛ چیرهدست؛ به رنگ خون؛ زهر؛ پابرهنه؛ دستهای نامرئی؛ بهار چشمهای لاجوردی؛ با او مدارا کن. خلاصة داستان «دستهای نامرئی» گفتوگوی دو مرده در قبرستان است که دربارة چگونگی مردن صحبت میکنند. مرد باغبان که در زمان حیات بر اثر حساسیت به گل محمّدی دچار تنگی نفس شده، چگونه مردن خود را به مردة دیگری توضیح میدهد. مرد باغبان با تجویز دکتر هر روز برای جلوگیری از تنگی نفس قرض میخورده است. هر زمان که لحظهای از زمان قرص خوردن میگذشت دستهای نامرئی مرگ، او را به پایان زندگی تهدید میکرد تا اینکه مرد باغبان روزی به دلیل تمام شدن قرص، در گلخانه، بر اثر حساسیت شدید به گل محمّدی میمیرد و بعد از مرگ شاهد ذات بد پسرش میشود و تنها دلخوشیاش رفتن به مزار امام رضا(ع)، به همراه همسر مردهاش است.