داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
آن چه در این کتاب جمع آمده هشت داستان کوتاه است. یکی از این داستانها "خفاشه" نام دارد. راوی میگوید: "در این داستان یک قتل اتفاق میافتد. نه این که فکر کنی داستان روایت یک قتل است." بدین سان راوی که یک زن و به تعبیر خودش نویسنده - قاتلی است، میخواهد با جسد مرد حرف بزند. او خاطرنشان میکند: "مردها هرگز نمیتوانند به همهی حرفهای من گوش بدهند، مگر این که مثل این یکی مرده باشند. همیشه وقتی با کسی حرف میزنم، دلم میخواهد مخاطبم به چشمهایم نگاه کند، مستقیم و بدون پرش. زنها معمولا این کار را میکنند، با آرامش تمام؛ ولی مردها غالبا نگاهشان را میدزدند..."