داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب «آسیمه دهر» به قلم «حسین یارمرادی»، داستان زندگی اهالی روستایی در اطراف کرمانشاه را روایت میکند که به کشاورزی مشغولند و برای «راحله» یکی از افراد روستا مشکلی پیش میآید که روند داستان را به نحوی متفاوت پیش میبرد. حسین یارمرادی با قلم شیوا و روان، زندگیِ روستایی را کاملا باورپذیر و واقعی به تصویر کشیده است، بهگونهای که شما زندگی روستایی و کشاورزی را از نزدیک احساس میکنید و پس از مدتی با اهالی آن منطقه، همذاتپنداری مینمایید.در بخشی از کتاب «آسیمه دهر» میخوانیم: «زن هم زن قدیم. مثل من. کی گفته کباب درست کردن کار مردهاس؟ مرد اگه چاقو دستش بدی بچهبازیش میگیره. همان کباب هم خودمان درست میکنیم و خلاص. شب هم که میشه مرد و زن باید داخل خانه خودشان بخوابن. نرن داخل باغ چادر بزنن با رفیقاشون. هر کسی خانه خودش. هر کسی هم حمام خودش. جای ماهگرفتگی و کبودی و خال و زخم و زهرمار هم شوهر آدم ببینه بهتر از مادر و خواهر و رفیقه...».