داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مهرنوش در زلزله بیرجند مصدوم و دربیمارستان بستری شده است .خانوادهاش نیز در این حادثه جان خود را از دست داده اند ولی جسد آنها پیدا نشدهاست .عمه مهرنوش سرپرستی او را میپذیرد .مهرنوش در منزل عمه ادامه تحصیل داده، دیپلم میگیرد و در رشته پزشکی وارد دانشگاه مشهد میشود .او با پسر عمهاش که در دانشگاه اصفهان درس میخواند نامزد میشوند .در این میان مهر نوش با خواهر و برادری آشنا میشود که بسیار شبیه خواهر و برادر از دست رفتهاش هستند .او برای تدریس به منزل آنها میرود و به این شباهتها بیش از پیش پی میبرد تا اینکه متوجه میشود ...