نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
آیدا و دیو ناقلا | خانه کتاب و ادبیات ایران

آیدا و دیو ناقلا

داستان‌های تخیلی

آیدا و دیو ناقلا | خانه کتاب و ادبیات ایران

آیدا و دیو ناقلا

داستان‌های تخیلی

قیمت
6,500
تاریخ نشر
13870516
شابک
978-600-90266-7-8
تلفن
32301311
ناشر
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
اصفهان - اصفهان
مشخصات
جلد - 8 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
اصفهان - اصفهان
مشخصات
جلد - 8 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

"آیدا" به همراه پدر و مادر و خواهر خود، آنی، در قعله‌ای بزرگ با هشت در تودرتو زندگی می‌کرد. در یکی از روزها پدر و مادر آیدا به دلیل بیماری عمو مجبور شدند آن‌ها را برای چند روز ترک کنند. دخترها روز خود را با کار کردن در مزرعه‌ می‌گذراندند و شب‌ها بعد از خوردن شام، هشت در را قفل می‌کردند. یکی از شب‌هایی که قفل کردن درها به عهدۀ آیدا بود، او پس از بستن در هفتم بدون آن که در هشتم را بندد بازگشت. او و خواهرش هنوز شام را کامل نخورده بودند که صدایی آن‌ها را ترساند. آیدا ناگهان دریافت که یکی از درها را قفل نکرده و صدایی که از آن ترسیده بودند صدای دیو بوده است. او گفت خواهر جان بهتر است در جایی پنهان شوی. در همان لحظه دیو در را شکست و داخل اتاق شد و آیدا را با خود به غار برد. غار خیلی ترسناک بود و آیدا نمی‌توانست بخوابد. وقتی دیو می‌خواست بخوابد گفت: کی خواب، کی بیدار؟ همه خواب، آیدا بیدار. دیو پرسید: چرا نمی‌خوابی؟ آیدا گفت وقتی خانه‌مان بودم کمی خرده‌شیشه و یک کیسه سوزن و یک کیسه نمک بالای سرم بود. دیو آن‌ها را تهیه کرد و خود به خواب رفت و آیدا نیز در را باز کرد و پا به فرار گذاشت. او در راه شیشه‌خرده‌ها، سوزن و نمک را به زمین ریخت و به خانه رفت. دیو هم که صبح با عصبانیت بیدار و در پس آیدا روان شده بود، پاهایش پر از شیشه‌ها و سوزن و نمک شد و دیگر نتوانست بلند شود. آیدا دریافت که می‌تواند بی‌دقتی و حواس‌پرتی را با استفاده از فکر و هوش خود جبران کند.