داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
موجودی به نام «اه» است که در همسایگی شش موجود دیگر زندگی میکند. او هروقت به یاد همسایهها میافتد و یا آنها را میبیند، بدون این که دلیلش را بگوید و حتی بداند، اخم میکند و میگوید «اه»... برای همین همه او را به نام اه میشناسند. شش موجود، او را به میهمانی دعوت نمیکنند و هروقت او را میبینند، اخم میکنند و میگویند اه. اما اه تصمیم گرفته است، روش خود را تغییر دهد. او جشن تولدی برای خود میگیرد و همة همسایهها را دعوت میکند. همة همسایهها دعوت او را قبول میکنند. آنها مشغول خوردن کیک میشوند که فردی ناشناس تلفن میزند و اعلام میکند که میخواهد آنها را منفجر کند. همه باید دربارة این که آنجا بمانند و مقاومت کنند، یا این که آنجا را ترک کنند باید تصمیم بگیرند.