فیلمنامهها
فیلمنامهها
در این فیلمنامه «مستوفی»، تاجری ورشکسته است که به خاطر بیماری آلزایمر در بیمارستان بستری شده است. یک شب با بیرون آمدن از اتاق خود، در راهروی بیمارستان با بیماران مختلف آلزایمری و پارکینسونی برخورد میکند و همة آنها جملاتی دربارة گناه، مرگ و شیطان به او میگویند. بعد از آن به حیاط بیمارستان میرود و با دیدن پرستاران به سمت درب خروجی میرود و فرار میکند. دختر و داماد مستوفی به پزشک معالج مراجعه میکنند؛ در حالی که به خاطر رفتن پدرشان شاکی هستند. بعد از آن دختر و پسر مستوفی نزد وکیل پدرشان میروند و درمییابند پدرشان قصد دارد که اگر حالش بهتر شود و حافظهاش را به دست آورد تمام اموالی را که از طریق غیرمشروع به دست آورده به صاحبانش بازگرداند. پس از آن داستان با جریانات جدیدی دنبال میشود. فیلمنامة حاضر با شخصیتهای اصلی مستوفی، پسر، دختر، داماد و وکیلش، قابل اجرا میباشد.