داستانهای ژاپنی - قرن 20م.
داستانهای ژاپنی - قرن 20م.
در دوران دبیرستان، سوکورو بخشی از یک گروه پنج نفره بسیار صمیمی بود که شامل دو پسر و دو دختر دیگر میشد. نکته قابل توجه این بود که نام خانوادگی هر چهار دوست او حاوی یک رنگ بود (قرمز، آبی، سفید و سیاه)، در حالی که نام سوکورو فاقد هرگونه رنگی بود، که باعث میشد او احساس "بیرنگ" یا معمولی بودن در میان دوستان خاص خود داشته باشد. این دوستی عمیق به طور ناگهانی و بدون هیچ توضیحی در سال دوم دانشگاه سوکورو از هم پاشید. چهار دوست او به طور کامل ارتباط خود را با او قطع کردند، اتفاقی که ضربه روحی شدیدی به سوکورو وارد کرد و او را تا آستانه مرگ و انزوای عمیق کشاند. سالها بعد، در حالی که سوکورو به عنوان طراح ایستگاه قطار در توکیو مشغول به کار است و زندگی به ظاهر آرامی دارد، اما همچنان تحت تأثیر این طرد شدن ناگهانی قرار دارد و قادر به برقراری روابط عمیق و پایدار نیست.