داستانهای اخلاقی داستانهای آموزنده
داستانهای اخلاقی داستانهای آموزنده
کتاب مصوّر حاضر، داستانی از سری قصّههای «یاشار و پدربزرگ» است که به سبک کودکانه و برای گروههای سنّی (ب) و (ج) تدوین شده است. هدف از نگارش این داستان، آشنایی با برکات قرآن خواندن، برای انسانها در زندگی است. در این داستان آمده است: «یاشار» خواب میبیند که پدربزرگش قرآن میخواند و از داخل کتاب گلهای رنگارنگی بیرون میریزد. یاشار از خواب بیدار شده و دربارة علّت قرآن خواندن پدربزرگش کنجکاو میشود. پدربزرگ یاشار نیز که همیشه دوست دارد تجربههایش را در اختیار نوهاش قرار دهد، با مثالی علّت قرآن خواندنش را برای او توضیح میدهد. پدربزرگ به یاشار میگوید تا در سبد زغال از رودخانه آب بیاورد و او نیز این کار را چندین بار تکرار میکند. یاشار میفهمد که دل ما انسانها مانند سبد زغالی، گردوغبار میگیرد و لازم است با قرآن خواندن این زنگار از آن شسته شود. پیام این داستان به مخاطبان این است که باید در زندگی از برکات قرآن و کلام خداوند بهره ببرند و دلهایشان را با نور قرآن پاک کنند.