داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
ببعی سیاهه و ببعی سفیده دو برة کوچک بودند که با مادرشان زندگی میکردند. ببعی سیاهه برة بازیگوشی بود که به حرف مادر و دیگر بزرگترهایش گوش نمیداد. اما ببعی سفیده همیشه به حرف آنها گوش میداد و بازیگوشی نمیکرد. روزی مادر برهها قبل از بیرون رفتن از خانه به برهها سفارش کرده بود از خانه بیرون نروند و با بچهگرگی که خانهاش نزدیک خانة آنها است. همبازی نشوند. اما ببعی سیاهه بعد از رفتن مادر بیرون رفت و بچهگرگ را به خانه آورد. آنها در خانه آتش روشن کردند، و شروع به شیطنت کردند. غافل از این که خانه آتش گرفته و اگر ببعی سفیده همسایهها را صدا نمیزد هر دو میسوختند. این داستان آموزنده برای کودکان گروههای سنی «الف» و «ب» تهیه شده است.