داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
شخصیت اصلی داستان دختر جوانی به نام "گیسو" است که در خوابگاهی دانشجویی در تهران زندگی میکند. "گیسو" در یکی از تعطیلات نیمسال به همراه دوستش "سیمین" به خانهشان که شمال کشور است میرود. پدر گیسو پزشک و مادرش "فرنگیس" مدیر مدرسه است. گیسو در نخستین روز ورودش به شهر خود به دیدار عمویش که بیمار است میرود و در آن جا پس از سالها پسر عموی خود "محبوب" را ملاقات میکند. گیسو و با دیدن او روزهای کودکی را به خاطر میآورد. گیسو بر اثر این افکار دچار بیخوابی میشود و برای رفع این حالت کتابی از کتابخانه برمیدارد تا مطالعه کند؛ اما آن کتاب در اصل دفترچهی خاطرات مادرش بود که گیسو با خواندن آن حقایقی برایش آشکار میشود و....