داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده این داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «روزهای پایانی سال بود، باران تندی میبارید. صبح زود از خانه بیرون آمدم. لباس گرم نپوشیده بودم هوا خیلی سرد بود، من بهشدت میلرزیدم. صورتم از سرما کبود شده بود. دستانم را زیر پالتو میفشردم اما هنوز میلرزیدند».