داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. اين داستان درباره يک ميمون کنجکاو به نام «جرج» است. روزي «جرج» با دوستش «تد» به پيست اسکي رفتند. هوا خيلي سرد بود و آنها ميخواستند يک نوشيدني گرم بنوشند. بالاي پيست اسکي يک رستوران بود. «تد» از «جرج» خواست تا همانجا منتظر باشد، تا او برود و يک شيرکاکائوي داغ بگيرد. اما ماشينهاي عجيبوغريب بالاي کوه حواس «جرج» را پرت کردند.