داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«تالار ستاره »، پس از مدتها، اينبار در روز جشن عروسي «حامد» و «صحرا»، بزرگان تالار را فرا ميخواند. «سحر » - بانوي بزرگ تالار ستاره - از هوش ميرود و پيغامي از جانب تالار دريافت ميكند: «سرخ ستارگان برخاستند، باشد كه متحدان ستاره پيروز اين ميدان نبرد ديرينه باشند» و اينگونه اعضاي تالار ستاره اينبار به همراه متحدان جديديشان وارد جنگي جديد ميشوند. اين رمان تخيلي ادامه جلد نخست آن و در جلد سوم نيز اين داستان ادامه مييابد.