داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«امی گیبسون» دختر زیبایی است که پدرش در کودکی متواری شده و مادرش بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر از دنیا رفته است. امی از زمان نوجوانی برای امرار معاش به رقاصی مشغول است. روزها در مناطق پایین شهر در خیابان در کنار دختران و زنان گمراه، مشغول جلوهگری است و هنگام شب نیز کارش در کلوپ شبانه آغاز میشود. او به طوری به این روند زندگی عادت کرده که حتی تصور ایجاد کوچکترین تغییری در زندگی برایش بیمعناست. تا این که شبی با صاحب کلوپ «رابرت» مشاجرهای کرده و آنجا را ترک میکند. دستی با دستمال آغشته به مادة بیهوشی، او را بیهوش میکند. زمانی که امی هشیاری خود را به دست میآورد خود را در جزیرهای متروک مییابد. در حالی که در تردید بین مردن و زنده بودن به سر میبرد، بعد از گذراندن حوادث غیرقابل پیشبینی، با فردی به نام «کوین» آشنا میشود که ادعا میکند دوستی است که از آینده برای نجات او آمده است. امی و کوین دلباختة هم میشوند، در حالی که کوین نیز در انتخاب بین ماندن با امی و حمایت از او و ماندن نزد پدر و دنبال کردن استعدادش مردد است.