داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
یک روز قرار شد مهمانی بزرگی درجنگل برپا شود. همة حیوانات به مهمانی دعوت شدند، اما ببر کوچولو دوست نداشت به این مهمانی برود. دوستانش، در جنگل با هم حرف میزدند و میخندیدند، ببر کوچولو وقتی صدای آنها را میشنید به طرف جنگل رفت تا آنها را پیدا کند. مهمانها یکییکی با غذاهای خوشرنگ و خوشمزه از راه میرسیدند. گورخر مقداری برگ تازه آورده بود. شیر هم کباب آهو درست کرده بود. فیل داشت برای همه قهوه آماده میکرد، و گوریل با دسر خیلی جالبی از راه رسید. مهمانها از خوردن غذاهای مختلف و خوشمزه لذت میبردند. وقت خداحافظی رسید، همه به هم قول دادند که دوباره در یک مهمانی دیگر دور هم جمع شوند. کتاب حاضر از مجموعة «غذایی که میخوریم» است و برای کودکان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است. کودکان در این مجموعه با غذای خوب و خوب غذا خوردن آشنا میشوند.