داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«کوروش» که دو سال پیش، پدر هنرمندش را از دست داده است، با مادرش به آپارتمانی جدید نقلمکان میکند و در گلفروشی مشغول به کار میشود. در این ساختمان با دختر تیزهوش و ظریف آقای مدبّری به نام «گیتی» آشنا میشود و فصل جدیدی در زندگیاش آغاز میگردد. گیتی به او که دیپلم ردی الکترونیک است، در درس خواندن کمک میکند و کوروش دیپلم خود را میگیرد. با کمک گیتی، کوروش دوباره مثل سابق شعر میگوید و گیتار میزند و تمام استعدادهای خود را شکوفا میکند. در این میان گیتی به همراه خانوادهاش به تهران میرود و کوروش که به گیتی علاقهمند شده است، برای رسیدن به او تصمیم میگیرد در کنکور شرکت کند و در دانشگاهی در تهران قبول شود تا از این طریق به خواستة قلبی و وصال گیتی برسد.