داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
«دراس» كه خون قصابان سنگدل در رگهايش جريان دارد، عاشق «رووناي» زيبارويِ روشنبين شده است. روزي دراس به روستايش ميآيد و متوجه ميشود كه همه اهالي به دست بردهداراني كه زنان را به اسارت بردهاند به قتل رسيدهاند و روونا هم در بين گمشدگان است. دراس كه فقط به تبر دو لبه قدرتمند «اسناگا» مسلح است به دنبال روونا ميگردد و در اين راه با هيولاهاي وحشتناك مبارزه ميكند و به سرزمينهاي اهريمنان وارد ميشود و ... .