داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"عالیجناب پنگوئن" داستان هذیانهای ذهن دیوانهای، ساکن تیمارستان، در خصوص شخصی است که دیوانه او را بزرگ میدارد و برایش احترام غیرقابل وصفی قائل است. در ذهن او، بیمارستان روانی و مدرسه، یک معنا را دارد و همان که سعی کرده از آنجا بگریزد و خود را به دیوار کوبیده، بسیار بزرگ است. دیوانه میاندیشد او دارای اطمینان فضایی بوده و میتوانسته اقیانوس را ببیند. او در لانه یا خانۀ یخی و شفافش زندگی میکرده و پس از آن که ترکی به طول همۀ عرض اقیانوس بر روی یخها افتاده همه شنیدهاند که کسی گفته: خانمها، آقایون: عالیجناب پنگوئن..." مجموعۀ حاضر حاوی ده داستان کوتاه تحت برخی از این عناوین است: گلابی کال؛ ماتادور؛ جهانبخش؛ گلادیاتور؛ و تقدیم به عباد.