داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«كيهان افتخاري»، مشغول كشيدن نقاشي است كه براي چندمين بار نامهاي بدون نشاني فرستنده دريافت ميكند؛ نامهاي كه فقط نامش روي آن نوشته شده است. او در اولين نامه دريافتي، اطلاعاتي درباره گذشته مادرش دريافت كرده بود اما ديگر علاقهاي به شخم زدن گذشته نداشت براي همين نامه را نخوانده پاره كرد و دور ريخت. كيهان، علاوه بر نقاشي، ماساژدرماني را هم انجام ميدهد آن هم بدون داشتن مجوز، اين كار را از پدربزرگش «بابا حكيم» آموخته است. او يك روز در كلينيك ماساژدرمانياش مشغول ماساژ دادن بود كه ...