داستانهای کوتاه انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای کوتاه انگلیسی - قرن 20م.
«الهه مادری» و «صدای پا» عناوین دو داستان انگلیسی کتاب حاضر هستند. در داستان دوم زندگی پر فراز و نشیب پیرمردی نابینا بازگو میشود که از راه پینهدوزی و تعمیر کفشهای مردم مخارج زندگیاش را تأمین میکند. «بواز نگرو» بههمراه تنها پسرش«مانوئل» در شهری کوچک سکونت داشت. او پیرمردی سختکوش و مهربان بود که تمامی عمرش را در سختی و رنج گذراندهبود، تا پسرش در آسایش و رفاه باشد و به نظر مردم شهر همین مسأله باعث شدهبود تا«مانوئل» جوانی تنبل و تنپرور بار بیاید. از سوی دیگر در طبقه دوم منزل آنها جوانی متین و مؤدب زندگی میکرد، که در بانک مشغول به کار بود. او همیشه پیرمرد نابینا رادر مورد کارکردن«مانوئل» نصیحت میکرد. مدتی به همین منوال میگذرد تا این یک شب سروصداهایی عجیب توجه«بواز» را جلب میکند، و در پی آن قتلی وحشتناک به وقوع میپیوندد. آتشگرفتن خانه«بواز» و سوختن جسد مقتول کنجکاوی همه را برمیانگیزد. ناپدیدشدن«مانوئل» باعث سوءظن پلیس به او میشود؛ چون ظواهر حادثه سرقت پولهای بانک و کشتهشدن آن جوان کارمند بانک را نشان میدهد.