داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«شيده»، دختري 18 ساله است كه از منزل ناپدرياش فرار كرده و به تهران ميآيد و در كنار «ليلا» و «ياسي» زندگي ميكند. »منصور»، مرد هرزهاي است كه از دختران سوءاستفاده ميكند و آنها را در ازاي دريافت پول در اختيار مردان قرار ميدهد. شيده، توسط ياسي به منصور معرفي ميشود اما شيده دختر پاكي است براي همين با خوردن قرص خودكشي ميكند. منصور او را در بيابان رها ميكند، «مجيد»، رانندهاي است كه شيده را در وضعيت بدي پيدا ميكند و به خانهاش ميبرد و ...