داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
روز تعطيل بود و «مكس» روي تختش بالا و پايين ميپريد و تمام زورش را ميزد تا كلهاش را به سقف برساند. او ميخواست ملاجش را به سقف بمالد؛ بلكه اختراعي به فكرش برسد. «مالي»، خواهر دوقلوي مكس هم حركت او را تماشا ميكرد، آنها بالاخره موفق ميشوند با خاك و گل پنجري بگيرند و گربه آقاي «اورت» فرتوت را با حركت جالبي گِلمالي كنند. مكس و مالي با انجام كارهاي عجيب به يك نابغه خفن تبديل ميشوند.