داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر داستاني است که در آن نويسنده از رنجها و سختيهاي پسر جواني حکايت ميکند که در زندگي خود با يک عشق واقعي روبرو ميشود. نويسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه کند. در داستان ميخوانيم: «غروب يک روز سرد زمستاني کنار پنجره ايستاده بودم و برخورد دانههاي سپيد برف بر شيشه ترک برداشته اتاق را نگاه ميکردم».