داستانهای فارسی - قرن 14 عباسبن علی(ع)، 26؟ - 61ق.
داستانهای فارسی - قرن 14 عباسبن علی(ع)، 26؟ - 61ق.
دل مادر، سوای همه دلهاست. مادر نشدی، مادر نیستی؛ اما میدانی که با چه حالی برایت زمزمه میکنم. دل مادر مثل چشمه است، جوشان است و جاری. تا قبل مادر شدن، شاید هیچ وقت معنی جوش و خروش و جریان یافتن را درک نمیکند، اما همین که خدا نوزادی را روزی اش میکند، حال و هوای یک زن، چنان تغییر میکند که بهشت میشود قدمگاهش. من هم با حضور تو مادر شدم عزیز دلم! خدا تو را که به من داد، چشمه جوشانی شدم که رود پر خروشی ادامهدار از آن سر گرفت. از همان ابتدای آمدنت، اشتیاقی فرا گرفت وجودم را، طوری که دلم میخواست او را به همه نشان بدهم و بگویم؛ کفایت میکند گرفتار که شدید بگویید؛ یا عباس! غصه دلشان میرود تا نام تو را زمزمه کنند عزیز دلم...