داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
این کتاب، جلد نهم از مجموعه 35جلدی «خانم کوچولها» است که در آن داستانی تخیلی برای کودکان، ارائه شده است. در این داستان، «ساحره خانم» جادوگر هر روز به وسایل دوروبرش دستور میدهد تا کارهایش را انجام دهند، ساحره خانم مشغول خوردن قهوه بود که «خوشحال آقا» به دیدنش آمد و گفت که «غلغلک خان» به جان مردم افتاده و صبح و شب غلغلکشان میدهد و... .