داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ندا خواهر نیما فغانی است که سامان خاطرة خوشی از او ندارد. بعد از سالها سامان، ندا را در یک میهمانی شب یلدا میبیند. ندا شمارة موبایل او را میگیرد و دوازده روز بعد از آن اتفاق، طبق قراری برای خرید چکمه به پاساژ گلستان میروند. اما ندا ساکت است و حرفی نمیزند. سامان از خود میپرسد که در این پاساژ چه میکند؟ و سکوت ندا باعث میشود سامان گفتوگوی ذهنی بین خود و ندا را بسازد. این کتاب دربردارندة خاطرات سینا دادخواه است که در پی رفت و آمدهایی که با دوست همنام خود سینا فرهادیان در تهران داشته به نگارش درآمده است.