داستانهای اخلاقی - مجموعهها داستانهای اسلامی
داستانهای اخلاقی - مجموعهها داستانهای اسلامی
در داستان «بند کفش» میخوانیم: امام صادق (ع) با بعضی از اصحاب برای تسلیت به خانة یکی از خویشاوندان میرفتند. در بین راه بند کفش امام صادق (ع) پاره شد. به طوری که کفش به پا بند نمیشد. امام کفش را به دست گرفت و پای برهنه راه افتاد. «ابن ابی بعفور»، فورا کفش خود را از پا درآورد، بندش را باز کرد، و آن را به سمت امام گرفت. امام روی خویش را از عبدا... برگرداند، و به هیچروی حاضر نشد آن را بپذیرد و فرمود: «اگر یک سختی برای کسی پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختی اولی است. معنا ندارد که حادثهای برای یک نفر پیش بیاید و دیگری متحمل رنج بشود». کتاب حاضر شامل جلد اول و دوم داستان راستان است. عنوان برخی دیگر از داستانهای کتاب عبارتاند از: خواهش دعا؛ در رکاب خلیفه؛ علی و عاصم، مزد نامعین، شاه و حکیم، اولین شعار و حق برادر مسلمان.