داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دختر ۸ سالهای به همراه خواهر ۱۸ ساله و پدر و مادرش در یک عمارت بسیار بزرگ و زیبا زندگی میکردند. پدر و مادر این دختر به همراه شخصی به نام «چنگیز» که واردکننده مواد مخدر و قرصهای روانگردان بود، ثروت زیادی به دست آورده بودند. سالها گذشت و آنها غرق در خوشحالیهایشان بودند و با پولهایشان هر کاری میخواستند انجام میدادند. در این میان آنها به دخترانشان بهای زیادی از نظر مادی میدادند ولی از نظر محبت توجهی به آنها نداشتند. با گذشت زمان و بیتوجهی پدر و مادر خواهر بزرگتر با پسری دوست میشود تا خلأهای عاطفی خود را جبران کند. این دوستی آرامآرام او را به مواد مخدر و قرصهای روانگردان آلوده میکند و... .