داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني از مجموعه «عاشقان ناشناس» است که در آن «گلاويژ» و «شامار» ازدواج عاشقانه داشتهاند، اما بهمرور، بدبيني و حسادتهاي «شامار»، «گلاويژ» را واميدارد که به طلاق فکر کند. او براي اين کار بايد رضايت «ماموستا»، بزرگ آبادي را جلب کند. اما «ماموستا» براي طلاق «گلاويژ» يک شرط ميگذارد؛ او بايد يکمشت موي پيشاني گرگ وحشي را براي «ماموستا» بياورد. از سوي ديگر، شامار هم، که ميخواهد با گلاويژ زندگي کند، نزد «ماموستا» ميرود و از او کمک ميخواهد.