داستانهای اجتماعی داستانهای اخلاقی داستانهای تخیلی داستانهای تربیتی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای اجتماعی داستانهای اخلاقی داستانهای تخیلی داستانهای تربیتی داستانهای کودکان و نوجوانان
در جلد بیستم از مجموعة «فسقلیها» داستان پسر کوچکی به نام «دیدی» بازگو میشود؛ او همیشه دیر میکرد و به همهجا دیر میرسید. تا این که یک روز از این وضع خسته شد. مخاطبان این داستان اجتماعی و تربیتی که در قالب طنز به چاپ رسیده است، گروه سنی «ب» هستند.