داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصوّر حاضر، داستانی آموزنده است که به سبک کودکانه و برای گروههای سنّی (ب) و (ج) تدوین شده است. هدف از نگارش این داستان، نمایش عاقبت خساست و طمعکاری است. قابل ذکر است که در پایان کتاب، سؤالاتی دربارة داستان آمده است. در این داستان میخوانیم: زن طمعکار و مرد خسیس صاحب فزرند دختری میشوند. مرد خسیس همیشه از دادن جهیزیه به دخترش میترسد و «زرگل» نیز دوست دارد با مردی پولدار ازدواج کند. یک روز مرد پولدار و اهل علمی وارد شهر کوچک آنها شده و عاشق «نازگل» میشود. زرگل به خاطر حسادت به دوستش، طبق نقشة مادر و پدرش او را در چاه میاندازد. امّا نازگل توسط مردی که عاشقش هست، نجات مییابد. نازگل با آن مرد ازدواج میکند و زرگل گیر راهزنی پیر و پولدار میافتد و با او ازدواج میکند. پیام این داستان به مخاطبان این است که همیشه باید از صفات بدی چون: خساست، طمعکاری، و حسادت دوری کنند.