داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این رمان داستان «لیلا»، دختر جوانی است که در خانوادهای غیرمذهبی زندگی میکند، امّا تحت تأثیر دوستش «زهرا» و عقاید مذهبی پدر او قرار گرفته و عقایدی متفاوت با خانوادهاش پیدا میکند. در یک میهمانی او با «امیر»، دوست داییاش، آشنا شده و عاشق هم میشوند. امّا لیلا وقتی متوجه میشود امیر با دختر دیگری ارتباط دارد، اعتمادش از بین میرود و ارتباطشان قطع میشود. در این میان «سعید»، پسرعموی لیلا، بعد از گرفتن تخصصش در جراحی مغز و اعصاب به ایران باز میگردد و مدتی بعد با لیلا ازدواج میکند. بعد از چند سال لیلا و امیر در موقعیتی رو در روی هم قرار میگیرند و لیلا که هنوز امیر را دوست دارد مقدمات ازدواج او با دوستش زهرا را مهیا میکند. مدتی بعد زهرا و لیلا بر اثر حوادثی از یکدیگر جدا میشوند. سالها بعد فرزندان آنها، مهدی و مبینا به طور اتفاقی عاشق هم میشوند و آن دو دوباره همدیگر را میبینند. در ادامه، زمانی که لیلا به آرامش نسبی میرسد، پدر و مادرش تصادف کرده و او را از رازی باخبر میکنند، و لیلا را در تعارض بین بخشش و تنفر قرار میدهند.