نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
در نمایشنامة حاضر، «آرزو» و «رضا» دانشجوی رشتة فلسفه هستند که پس از آشنایی در دانشگاه، با یکدیگر ازدواج میکنند. آرزو همواره از خداوند بچهای سالم میخواهد و نذر میکند که هرگاه مادر شد، پنج سال متوالی به زیارت امام رضا (ع) برود. اما فرزند آرزو، بعد از تولد بر اثر تب، فلج میشود. این در حالی است که رضا که حالا با گروه منافقین همکاری میکند، قصد دارد تا در روز عاشورا در حرم امام رضا (ع) بمبگذاری کند. رضا در پایان نمایشنامه با صحنة شفا یافتن فرزندش مواجه میشود، اما در همان لحظه صدای انفجاری از داخل حرم شنیده میشود.