صالح، پیامبر - داستان قرآن - قصهها
صالح، پیامبر - داستان قرآن - قصهها
با قوم «ثمود» مردمی بت پرست و بیایمان بودند. حضرت صالح از طرف خدا دستور داشت قومش را به یکتاپرستی دعوت کند؛ ولی مورد تمسخر و آزار و اذیت قوم نادانش قرار گرفت. پس خداوند معجزهای را برای صالح فرستاد تا مردم به حرفهای او ایمان آورند. به خواست خداوند از وسط کوه سنگی شتر بزرگ و قرمز رنگ که بچهای هم در شکم داشت بیرون آمد. ولی باز هم بعضی از بت پرستان به صالح ایمان نیاوردند. آنها شتر صالح را کشتند و به عذاب الهی گرفتار شدند. شرح این داستان قرآنی به همراه تصاویر رنگی و به قلمی ساده و قابل درک برای گروه سنی ب و ج در کتاب خشتی پیش رو به چاپ رسیده است.