داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره زندگی دختری به نام «مهرا» است. او که برای معالجه دندانش به دندانپزشکی میرود هنگام بازگشت در پارکینگ متوجه اتومبیل شاسیبلندی میشود که نوزادی در حال گریه کردن است. او تلاش میکند تا شیشه اتومبیل را شکسته و کودک را نجات دهد که به یکباره با صدای خشمگین مردی به خودش میآید، مرد که متوجه اتفاق رخداده میشود از مهرا عذرخواهی میکند. پس از آن روز مهرا برای شرکت در کلاسهای ضمن خدمت وارد دانشگاه میشود و در اولین برخورد با استادش «پوریا صولتی» با او دعوا میکند و... .