داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در رمان حاضر، فرزند يکي از رهبران فرقه مذهبي غيررسمي براي تحصيل پزشکي به شهر لاهور ميرود تا بتواند در آينده به ساير اعضاي فرقه خدمت برساند. اما وي (که خود راوي قصه نيز هست) به جاي تحصيل، به فرقه مخالفِ فرقه خود ميپيوندد. سپس به شهر خود رونيز بر ميگردد و در آنجا رهبر فرقه، وي را مأمور به نگارش تاريخِ فرقه ميکند.