نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامهی حاضر، حکایت نقاشی است که در عین حال جانباز شیمیایی است و ترکشی نیز در نزدیکی قلبش قرار گرفته است. او که تصویر دوست شهیدش را ـ که اهل خرمشهر بوده ـ بر دیوار بزرگی کشیده، قصد دارد تا جان تازهای به این تصویر بدهد. در این میان، مسافری با قیافهی آشنا، مجذوب نقاشی روی دیوار شده و نزدیک نقاش میآید. گفت و گویی بین این دو صورت میگیرد. ناگهان مردی با نقشهای در دست به همراه یک پیمانکار سر میرسد. او ملکی را که دیوار در آن واقع شده، خریده است و میخواهد آن را خراب کرده و پاساژی احداث کند. گفت و گویی منطقی میان نقاش، و مسافر و دو تازهوارد صورت میگیرد و...