داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، دربردارندة داستانی با موضوع اجتماعی است. «زینب» دختر دستفروشی در یکی از محلّههای فقیرنشین است. او با تهدید فردی به نام «شاهپور»، به پخش موادّی چون هروئین و تریاک مشغول است. روزی «عزّت» پدر دختری به نام «ماندگار» که دوست زینب نیز میباشد، بر اثر مصرف مواد مخدّر مضر، فوت میکند. همة تشییع کنندگان از ماندگار غافل میشوند. ماندگار که در قبر پدر سقوط میکند توسط زینب و پزشکی به نام «حمید» نجات پیدا میکند. «مونس» بیوة زیبای عزّت و مادر ماندگار، به دلیل داشتن هووی بدجنسی به نام «درخشنده» با پیشنهاد حمید به کار مشغول میشود. همسر حمید«بیتا» نسبت به حمید بدبین شده، امّا حمید با سر و سامان دادن مونس و فراهم کردن مقدّمات ازدواج او با دوستش «ناصر»، بیتا را متوجّه عشق عمیق خود میکند. از طرفی زینب مورد حمایت حمید و بیتا قرار میگیرد و در این میان، ماندگار ناپدید میشود و عوامل فساد و قاتلین مشخص میشوند و به سزای عملشان میرسند.