داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «من بودم و ماه و ستاره. ماه گفت برویم توی خم رنگرزی. ستاره گفت برویم توی قوطی عطاری. من گفتم برویم توی حوض کاشی. ما هر سه قاهقاه خندیدیم. ماه گفت برویم رنگینکمان بازی کنیم. ستاره گفت برویم روی ابرها پشتک و وارو بزنیم. من گفتم برویم روی آن کوه بلند. هر سه راه افتادیم. ماه گفت برویم ماهیهای دریا را پیدا کنیم. ستاره گفت برویم دل تاریکی را به هم بزنیم».